تبلیغات
خانمی و آقایی - مطالب علی آقایی جونم

 روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

روزها فکر من این است و همه شب سخنم-

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟

از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟-

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم؟

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا!

یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم!

نه به خود آمدم این جا که به خود باز روم

آن که آورد مرا باز برد در وطنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم.



تاریخ : جمعه 28 شهریور 1393 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل

صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر

را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .




تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 05:29 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

دل هیچ اقیانوسی

در تلاطم زر ومد نمی افتاد

واگر خورشید

اندام زنانه اش را عریان نمی کرد

سوی چشمش را

بر کشیدگی خط چشم افتاب کش می داد

وحتی وقتی برای انسانها

کلمه زندگی

باحروف زن اغاز می شود

دیگر این ملامت ما چیست

که چرا ادم از دست حوا سیب خورد!!!!



تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 05:26 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

پـــــــــــــــرواز را دوســــت دارم 05200000


 05200000وقتـــــے از ارتفاعــــات لبانــــــت 05200000


 05200000به عمــــق آغوشـــت سقـــوط میکنــــم 05200000


 05200000چـــه سقــــوط دلنشینــــے 05200000


 05200000راستــــے 05200000


 05200000میدانستــــے پــــــــــــــرواز  05200000

 

 05200000را تـــو یـــادم دادے



تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 05:14 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

 

زن در نگاه بزرگان


زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست .
ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب

انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان . بایرون

تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است . امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست . آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟ . ناپلئون

مردها را شجاعت به جلو می‌راند و زنها را حسادت. برنارد شاو

نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است . آرتور شوپنهاور

به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن ! . فردریش نیچه

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . رومن رولان

اگر از طبقه‌ بالا زن‌ بگیرید، به‌جای‌ خویشاوند ارباب‌ خواهید داشت‌. لئوپول

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابیندرانات تاگور

زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد . ارهارد

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند . لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند،زنانی هستند که نمی دانند زن هستند .الکساندر دوما  

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا  

زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود. لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش . ویلیام شکسپیر

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فردریش نیچه


تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 05:10 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟

وآنکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟

وآنکه سوگند خورم ، جز بسر او نخورم

وآنکه سوگند من و توبه ام اشکست کجاست؟

" مولانا "



تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 04:42 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

چه قدر خوبه که وقتی حرف تو هست

تموم حرفها پیشش حقیرن

تموم عاشقا امید شون تو

تو باهاشون  نباشی گوشه گیرن

چه قدر خوبه که وقتی حرف تو هست

آدم دوست داره عاشق شه بخنده

برقصه بغض کنه شاعر شه حتی

فراتر باشه از حد یه بنده

تو بیشتر از یه اسمی که خداشه

چه خوبه کسی با تو مبتلا شه

واسه لبخند تو کوک باشه سازش

شراب و شعر و شکر باشه نمازش

چه قدر خوبی



تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 04:37 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من

سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو

وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم

چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم

ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا

در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم

ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی

پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها

ای آن بیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست

اندیشه‌ام افلاک نیست ای وصل تو کیوان من

بر یاد روی ماه من باشد فغان و آه من

بر بوی شاهنشاه من هر لحظه‌ای حیران من

ای جان چو ذره در هوا تا شد ز خورشیدت جدا

بی تو چرا باشد چرا ای اصل چارارکان من

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من

ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من



تاریخ : یکشنبه 22 دی 1392 | 09:10 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات
تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392 | 05:56 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

ای کـــه گفتی مـــرو انــدر پی خوبان زمانـه

مـــا کجاییم در ایــن بــحر تفکر تـــو کــجایی

حلقه بــر در نــــتوانم زدن از دست رقیـبــان

این تـــوانـم که بیــایم بــه محلت بـه گـدایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

هـــمه سهلست تـحمل نــکنم بـــار جــدایی

گفته بـــودم چو بیایی غــم دل بـــا تو بگویم

چه بـگویم کــه غـم از دل برود چون تو بیایی

شمع را بـاید از این خانه به دربردن و کشتن

تــا که همسایه نـگوید که تو در خـانه مایـی

سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بـگریزد

که بدانست که دربند تـو خوشتر ز رهــایی



تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392 | 05:17 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

دیدمت، آهسته پرسیدمت
خواندمت، بر ره گل افشاندمت
آمدی، بر بام جان پر زدی
همچو نور، بر دیده بنشاندمت

بردمت، تا کهکشان‌های عشق
پر کشان، تا بی نشان‌های عشق
گفتمت، افتاده در پای عشق
زندگیست، رویای زیبای عشق

می روی، چون بوی گل از برم
رفتنت، کی می شود باورم
بوده‌ای، چون تاج گل بر سرم
تا ابد، یاد تو را می‌برم

بردمت، تا کهکشان‌های عشق
پر کشان، تا بی‌نشان‌های عشق
گفتمت، افتاده در پای عشق
زندگیست، رویای زیبای عشق

دیدمت، آهسته پرسیدمت
خواندمت، بر ره گل افشاندمت
آمدی، بر بام جان پر زدی
همچو نور، بر دیده بنشاندمت



تاریخ : شنبه 23 آذر 1392 | 12:09 ق.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

 

تو آمدی ز دورها و دورها

ز سرزمین عطرها و نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاجها، ز ابرها، بلورها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پرستاره می کشانی ام

فراتر از ستاره می نشانی ام

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما

به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره می رسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوجها

مرا بشوی با شراب موجها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخواه در شبان دیرپا

مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب براه ما

چگونه قطره قطره آب می شود

صراحی دیدگان من

به لای لای گرم تو

لبالب از شراب خواب می شود

نگاه کن

تو میدمی و آفتاب می شود

(فروغ فرخزاد)



تاریخ : جمعه 22 آذر 1392 | 11:58 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات
در هوایت بی‌قرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب

جان و دل می‌خواستی از عاشقان
جان و دل را می‌سپارم روز و شب

تا نیابم آن چه در مغز من است
یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

زان شبی که ام وعده دادی روز وصل
روز و شب را می‌شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است
ز ابر دیده اشکبارم روز و شب

تاریخ : پنجشنبه 27 تیر 1392 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

 بگو که گل نفرستند کسی به خانه ی من

که عطر یاد تو پر کرده آشیانه ی من

تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی

بجای ماه تو پرتو فشان به خانه ی من

به شوق روی تو من زنده ام خدا داند

برای زیستن اینک تویی بهانه ی من



تاریخ : پنجشنبه 27 تیر 1392 | 04:08 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات
صحرا صحرا دویده ام سرگردان از پی تو
دریا دریا گذشته ام در طوفان از پی تو
دست از دنیا کشیده ام بی سامان از پی تو
از من از ما رهیده ام دست افشان از پی تو

گیسوی تو دام بلا
ابروی تو تیغ فنا
در دست دوای دل
روی تو بهشت برین
موی تو بنفشه ترین
زنجیر پای دل

دنیا دنیا گشته ام به بوی تو
پنهان پیدا گر به گفت و گوی تو
هر سو هر جا روی من به سوی تو
دردا دردا کی رسم به بوی تو ؟

دستم بر دامن تو
بوی پیراهن تو
سوی چشم عاشقان
یاس و سوسن شکفد
دامن دامن شکفد
با یادت ز باغ جان

دیگر افتاده ام از پا دراین صحرا
در راهم صخره و خارا خارا خارا
چون کشتی در دل طوفان یارا یارا
دریاب ای ساحل دریا ما را ما را

شب و سحر به نام تو ترانه می خوانم
به شوق یک سلام تو همیشه می مانم

صحرا صحرا دویده ام سرگردان از پی تو
دریا دریا گذشته ام در طوفان از پی تو
دست از دنیا کشیده ام بی سامان از پی تو
از من از ما رهیده ام دست افشان از پی تو
یارا یارا ...


تاریخ : سه شنبه 11 تیر 1392 | 10:58 ب.ظ | نویسنده : علی آقایی جونم | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس