تبلیغات
خانمی و آقایی - من ِ احمق
دیشب اتفاقاتی افتاد
که من بفهمم یه رگه بدجنسی و سنگدلی هم دارم
دیشب به علی گفتم
میخوام بشم ملکه یخیی بی احساس
اما حقیقتش اینه که من نمیتونم ملکه یخی بی احساس باشم
دیشب علی گفت
آرزوم اینه که باور کنی عاشقتم
چون اگه باور کنی میفهمی که نمیذارم ازم بگیرنت

دیشبو تا صبح درد کشیدم
گردنم دوباره گرفت
یه وری شدم
میدونم از اعصابمه
اما مهم نیست

من عشق علی رو باور دارم
یه خدا که باور دارم عاشقمه
اما از اطرافیان میترسم
بقیه مثل مارهای سمی چنان به آدم نیش میزنن
که دردش تا زمانی ک زنده هستی
فراموشت نمیشه

علی همیشه میگه
چه با بقیه
چه بی بقیه
ما با هم زندگی میکنیم
در هر صورت ما زیر یه سقف با هم خواهیم بود
منم به حرف علی شکی ندارم
اما این ترس باهامه
که قدرتشو نداشته باشیم
در مقابل بقیه بایستیم


خدایا عاشقی درد نیست
عاشقی زندگیه
این زندگی رو از من نگیر
طعم شیرینه این زندگی رو بیشتر به من بچشون
خدایا فقط تو رو دارم کمک بخوام
خدایا غلط کردم دیشب اونطوری حرف زدم
به حق صاحب این روز
که دیروز واسه دلتنگی حرمش زار زدم
نذار تنها بمونیم






تاریخ : پنجشنبه 12 دی 1392 | 10:01 ق.ظ | نویسنده : فاطمه خانمی | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس